![]() |
![]() |
|
| ....................................................... |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
پیش از تو آب معنی دریا شدن نداشت
شب مانده بود و جرات فردا شدن نداشت بسیار بود رود در آن برزخ کبود اما دریغ زهره ی دریا شدن نداشت در آن کویر سوخته آن خاک بی بهار حتی علف اجازه ی زیبا شدن نداشت گم بود در عمیق زمین شانه ی بهار بی تو ولی زمینه ی پیدا شدن نداشت دلها اگر چه صاف ولی از هراس سنگ آیینه بود و میل تماشا شدن نداشت چون عقده ای به بغض فرو بود حرف عشق این عقده تا همیشه سر وا شدن نداشت (تقدیم به هر کسی و از هر جایی) |
| نوشته های پیشین |
| پیوندها |
|
برادر مسعود برادر سعید برادر عسگر دوست عزیز محسن دوست عزیز عارف دوست عزیز نیوشا دوست عزیز میلاد دوست عزیز علیرضا |
|
RSS
|